
شعله زد عشق و من از نو ، نو شدم .
نوشته هاي قبليم
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
شهریور 1385
تیر 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پيوندها
چیکارش میشه کرد !

اول کلاس زبان
امروز فهمیدم که خدا رحم کرده که من هر روز کلاس زبان ندارم و فقط هفته ای دوباره ٬ چون از لحظه ای که از خونه میام بیرون مدام هوس های مختلفه که میاد سراغم ٬ تو میدون بهارستان که دلم ضعف میره واسه پراشکیهای با مغزهای مختلف ٬ به زور خودمو نگه میدارم و خودمو گول میزنم که نه اینا چرکولکیه ٬ میام و میرسم چهاراه ولیعصر ٬ اوه اوه ذرت مکزیکیه بدجوری داره بهم چشمک میزنه که بیا بخر بخور ٬ جلوی بینیمو میگیرم و رد میشم تا بوش بهم نخوره آخه یاده کالریشو و اضافه وزن احتمالی میافتم ٬ قیافم دیدنی یکی بیاد لب و لوچه من و جمع کنه ٬ خلاصه رد میشم میرسم به اون کافی شاپه وای چه بوی قهوه ای میاد تو این سرما آی فاز میده یه فنجونه داغش اونم تنهایی اونم با یه سیگار ( بیشین بابا ) چه ژسه عاشقانه ی بربادرفته ای !!!!!!!! Heh
اونم با سلام و صلوات و یاده کمر باریک داشتن رد میشم ، نه دیگه خداییش این جیگرکیه سر فلسطین و مگه میشه دیگه بیخیال شد ، بوی جیگر میاد ..... اوهو اوهو . اگه پسر بودم ۱۰ تا سیخ الان زده بودم به بدن .! هی خدا ٬ میرسم سر وصال و اونجا دیگه بدتر از همه ٬ یه عالمه فست فودی هست ٬ سیب زمینی سرخ کرده دلم میخواد خوب الان .....
سوپری آذربایجان اون ساندویج آماده هاش و یادم میاره ٬ بدوام برم کلاس که وگرنه خداحافظ سایز ۳۶ .
بابا این بروبچ اصلن پایه نیستن ، یاده اون روزا میافتادم که با میتی مدام بیرون این ور و اونور می بودیم ، هرچی دلمون میخواست و اراده میکردیم باید می خوردیم ٬ خیلی وقتا ساعت ۶ میرفتیم و پیتزا بود که میدادیم تو !گجایی میترا !!!!!!!
این لوسا دوستام همشون بدتر از خوده من سرمالو ٬ یکی سینوزیت داره ، اون یکی واسه کلاسش کاپشن نمی پوشه ٬ یکیشونم که قرار داره و باید بره .اه اه
اینم از خاطرات کلاس زبان البته فقط رفتنش برگشتنشم باشه ماله خودم ....

آخر کلاس زبان
یکشنبه بیست و سوم دی 1386-22:39 | | خانم كوچولو | گروه |لينک به نوشته


شخصیت متولد سال خوک :
متولد سال خوک جنگ جویی جوانمرد ، بلند همت ، دلیر و آشنا به آداب رسوم ، یاور مهربان ، سختگیر نسبت به اشتباهات و پرچمدار همیشگی خلوص نیت است که بلند همتیش سرانجام ناگواری برایش رقم میزند. می توانید به او اطمینان کنید ؛ چرا که هیچگاه از اعتماد شما سوء استفاده نخواهد کرد . او ساده، بی ریا و اطمینان بخش است و اگر به او ستم کنید ، بی پناه ، بی دفاع ، و کمی ساده لوح است .
در حقیقت او اجازه می دهد به آسانی فریبش دهند، اشتباهات خود را با متانت می پذیرد و نسبت به اشتباهات دیگران صبور و بردبار است . او همیشه از بهترین های ورزش است. اما هرگز نمی تواند رقابت جو باشد . انصاف خوک به او اجازه نمی دهد که خود را برتر از دیگران بداند . او همواره از خود می پرسد که آیا در کارهایش صداقت لازم را داشته یا خیر . به گونه ای باور نکردنی صادق و بی ریاست تا جایی که گاهی ممکن است به خود صدمه بزند. او در برابر بد قولی و بد ذاتی دیگران نمی تواند کاری بکند به ندرت دروغ می گوید و آن هم در مواردی که می خواهد خود را از خطر برهاند.
با هوش است اما در مورد مسائل مالی کند ذهن . و ناشیانه عمل می کند او در برابر دورویان و فریب کاران عاجز است و خود را به چهار میخ می کشد تا اعمالش را تو جیه کند .
وی فروشنده درستکاری است که به سختی تن به ساخت و پاخت می دهد.با اعتقادی آهنین گفته های دیگران را بی هیچ پرسشی می پذیرد.اما در قبولاندن حرف خود به دیگران دچار مشکل است.
متولد این سال دوست و شریکی بی همتاست . او معمولا کم حرف است ؛ ولی تصمیم به حرف زدن بگیرد هیچ چیز نمی تواند مانع او شود و آن قدر پرچانگی می کند تا همه شنوندگان را خسته و هلاک کند.خوک نیز همچون میمون باهوش و تشنه دانش است .او زیادی به مطالعه دارد و هر چه جلوی دستش باشد میخواند. خوک ، با معلومات به نظر میرسد اما در حقیقت بخش عمده معلومات او سطحی است.
خوک پول پرست و در پشت ظاهر فریبنده و معقول او ، اراده ای قوی فراوان پنهان است.او هر هدف ، آرزو یا کاری دشوار داشته باشد وظایف خود را با شایستگی انجام می دهد . این قدرت زاییده نیروی درونی و قابل اعتماد است.قدرتی که هیچ چیز توان برابری با آن را ندارد. وقتی که تصمیمی بگیرد هیچ چیز نمی تواند سد راه او شود . اما پیش از تصمیم گیری مدتی طولانی همه جوانب را می سنجد تا جایی که به بی تدبیری متهم می شود. او برای رهایی از مسائل بغرنج ، گاه آن قدر این در و ان در می زند که شخصیت خود را زیر سوال می برد.
هرگز از روی ظاهر ضعیف درباره اش قضاوت نکنید چرا که این ضعف ظاهری صرفا ناشی از صلح طلبی ذات اوست . خوک دوستان اندکی دارد اما آنان را تا پایان عمر حفظ خواهد کرد و از هیچ فداکاری در حق آنان کوتاهی نمی کند. او با دوستان برگزیده خود که شایسته عشق و محبت او را دارند بسیار محترمانه برخورد می کند. زنان متولد این سال عاشق حضور در جمع و میهمانی هستند آنان در خانه داری بی نظیرند.شخصیت او به رغم بی طرفی ، پرتحرک و خلاق است و اگر از جنگ و جدل بیزار نبود ، یاغی نیز محسوب میشد.
همیشه ترجیح می دهد در بحث راه فراری بیاید و وانمود کند که عقیده اش را تغییر داده است تا خود را دچار زحمت و دردسر نکند.او تا زمانی که از شما خوشش نیاید ، در صحبت را باز نمی کند و اگر لطف کند وارد گفت و گو شود ، شما را مفتخر کرده است.!
در هر شرایطی می تواند کار کند زیرا هوشیاری و توانایی اش در انجام کارهای سخت از او آدم موفقی می سازد همچنین به علت حساسیت فراوانش در زمینه شعر و ادبیات نیز موفق است.
وی می تواند به آسانی به متولدین سگ نزدیک شود هر شغلی را برگزیند می تواند زندگی خود را تامین کند و پول و امکانات از سر و کولش می ریزد و تا زنده است مردم به او کمک می کنند و از همین راه ممکن است بسیار ثروتمند شود.
ممکن است این گفته درست باشد اما شکی نیست که مردم از زودباوری و سادگی او سوءاستفاده می کنند . خانم های متولد این سال مادران بسیار خوبی هستند به آنها سفارش می شود با متولدین سال گربه ازدواج کنند. آنها باید از نتولدین سال مار فاصله بگیرند چرا که مار او را اسیر و برده خود می کند و آنچنان به دور او حلقه می زند که او را می فشارد و توان حرکتی را از او میگیرد.
برای حل مشکلاتش از کسی درخواست کمک نخواهد کرد او می کوشد خود مشکلاتش را حل کند در واقع این پنهان ساختن مشکلات از دیگران به او صدمات فراوانی می زند زیرا هیچ کس نمی فهمد او در چه جهنمی دست و پا می زند.
مشاغل مناسب برای متولدین سال خوک :
تولید کننده ، پزشک ، محقق ، مهندس ، معمار ، فیلم ساز ، نویسنده ، شاعر ، نقاش ، هنرمند مردمی ، تاجر .
متولدین ماههای سال خوک :
فروردین : او ضعیف است اما بی اندازه جذاب است .
اردیبهشت : او ضعیف است اما بی اندازه جذاب است.
خرداد : خنده دار و لوده اگر مانعش نشوند به خوبی پیشرفت می کند.
تیر: او باید مواظب باشد که خورد نشود.
مرداد : سطح بالا ! در اصالتش تردیدی است.
شهریور : یک قلک است ! او همیشه گرفتار بی پولی است.
مهر : یک آدم واقعی است ! او بسیار ساده لو ح است.
آبان : پرطاقت و تند خو ! او می توانند دودوزه بازی کند.
آذر : منطقی ! منطقش کار کار دستش می دهد.
دی : ریاضت کش ! او بیش از حد اخمو و جدی است .
بهمن : شایسته و متعادل ! سرانجام موفقیت از آن اوست.
اسفند : یک آدم تمام عیار واقعی !
|
خوک |
سگ |
خروس |
میمون |
بز |
اسب |
مار |
اژدها |
گربه |
ببر |
گاو |
موش |
|
1350 |
1349 |
1348 |
1347 |
1346 |
1345 |
1344 |
1343 |
1342 |
1341 |
1340 |
1339 |
|
1362 |
1361 |
1360 |
1359 |
1358 |
1357 |
1356 |
1355 |
1354 |
1353 |
1352 |
1351 |
|
1374 |
1373 |
1372 |
1371 |
1370 |
1369 |
1368 |
1367 |
1366 |
1365 |
1364 |
1363 |
|
1386 |
1385 |
1384 |
1383 |
1382 |
1381 |
1380 |
1379 |
1378 |
1377 |
1376 |
1375 |
یکشنبه بیست و سوم دی 1386-21:46 | | خانم كوچولو | گروه |لينک به نوشته

شک نکن که اگه ماشین داشتم الان تو راه جمکران بودم ٬ نیاز دارم به تنفس هواش ٬ بلعیدن فضاش ٬ تا رها م کنه از هر چی آلودگیه ٬ حاضر بودم که الان اونجا بودم تو این برف ٬تا رها شم مثل نسیم ... نه که غمگینم یا خسته هیچ کدوم ٬ من فقط بهش نیاز داشتم و دارم مثل نیاز به شنیدن و دیدن یه حس خوب تو لحظه های خوب ترت ٬ نمی دونم که چه ربطی داره که رپ گوش میدم اما دلم اونجاست ٬ بدیه ما این که همه چی و تو ضابطه ها و قانون میبینیم ٬ تو زندگیه من قانون ٬ قانون دلمه ٬ من قدمهارو با توکل به اون بالایی و جسارت تمام برداشتم ٬ حالا نیاز داشتم به یه چیزه پاک فقط همین ....
فراموش کن ....
راستی امسال ساله منه اینو یادم رفته بود ٬ سال ۲۰۰۷ هم که فینیش شد ٬ احساسم بهم میگه که ۲۰۰۸ اشون واسم اومد داره . یا حق
چهارشنبه دوازدهم دی 1386-18:58 | | خانم كوچولو | گروه |لينک به نوشته

همیشه وقتی موهامو کوتاه کردم واسم یه تغییر خوب داشته ٬ دیگه از ریختنشون کلافه شده بودم ٬ مخصوصن این چند وقته که درس خوندم که خیلی بدتر میریخت لعنتی٬ عصری هم رفتم و موهامو کوتاه کردم ٬ هنوزم بلنده اما یه کم کمتر از قبل ... انشال.. که اینبار هم واسم خوبه !
۳ تا از امتحانای ترم ۷ هم رفت کنار ٬ امیدوارم مجبور نشم که اون کتابارو دوباره بخونم ٬ جدن توانایی چیزایی تکراری و دیگه ندارم مخصوصن درس٬ جدن میگن سن میره بالا توقع هم باهاش بالا میره ٬ آخه نمره پاسی هم دوست نداشتم نمره خوب می خواستم خیره سرم ٬ اگه فقط یه کم ذهنم آروم بود ....
دوست خوبم البرز٬ ممنون بابت لطفی که کردی واسه وب و میخوای بدن انجام بدی ٬ دماوند خان من فکر کردم که تا الان یه حالی به اینجا دادی ٬ هنوزم که آبیه ٬ راستی من هنوزم قیافه متعجبت و تو اون فست فود تو ۷تیر خوب یادمه ٬ وقتی که چشم از مریم برنمیداشتی وقتی یکم از شاهکاراشو برات رو کرد ٬ ببین باید با مریم بگردی تا بدونی چیه ؟ جدن مثلش نیست ٬ من دیونه وار دوسش دارم بلبل و ....
جدن که دنیای عجیبی شده ٬ چیزای عجیب این روزا زیاد میشنوم ٬ وقتی میگم تخمیه الکی نمیگم ٬ آخه عشق انقدر ذلیل شده ! با این تفاصیل دیگه دوست ندارم عاشق بشم ٬ دارم میترسم از اطرافم و روزگار ٬ بیرحم تر از اونیه که فکرشو میکردم ٬ چقدر با اون نسیمی که تو لحظه زندگی میکرد فاصله گرفتم ٬هر چی بزرگ تر میشم همه چی هم با من بزرگ میشه ٬ حتی درگیریهای ذهنیم ....
خیلی مزه میده که یکی بعد از چند وقت ببینت و تعجب از تغییرات و تو همه جاش ببینی ٬ جمعه عروسی یکی از فامیلای به نسبت دورمون بود جاتون خالی مختلط ٬ پسردایی و دختر دایی بابام یه چند سالی میشد که ما رو ندیده بودن ٬ به حدی از دیدن ماها تعجب کرده بودن که نگو من که خیلی خوشم میومد ٬ فک کنم اون شب تعجب دونشون زده بود بیرون ٬ سر میز شام هم کلی خندیدیم ( من و داداشی و علی و هانی ٬ رویا و رضا ٬ محسن ٬ الهه ٬ امیر و یکی از پسر دایی ها ... نوشتم یادم بمونه ) .
خدایا به هرکس قد صفای دلش بده ٬ قد پاکیه روحش و قد نجابت اخلاقش ! منظورم همه چیه ....
دوشنبه دهم دی 1386-19:59 | | خانم كوچولو | گروه |لينک به نوشته

